هر روز از جلوش رد میشم اما تابه حال دقت نکرده بودماین دفعه نمی دونم چطور شد بیشتر بهش نزدیک شدم
خیلی چرک شده بود اونقدر که تن عروس که هیچ !تن میت همه نمی کردنش!
حقیقت دنیا همینه از دور خیلی چیزا قشنگه تو تن مانکنا جلوه داره
خیلی وقتا شاید آرزو شو بکشی !شاید شبای زیادی واسش خوابت نبره !اما
وقتی رسیدی میبنی؛ چرکه !عیب داره !نقص داره! انگار یه چیزایی کم داره!
خدا!! چقدر بی عیبی بهت میاد؛
می شه منم بی عیب بشم یا حداقل کم عیب!
+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت توسط ماهان
|
ماهان !!
آی ماهان!!
پاشو ببینم چرا یه گوشه کز کردی ؟
ببینم!! داری گریه می کنی ؟
چه خبرته ؟
چرا غم باد گرفتی ؟
چرا همش پالس منفی میدی؟
حالا مگه چی شده؟
(حضرت وجدان بودن !تازه مرخص شدن
اومدن دیدن من !مشاهده فرمودن غمگینم با عتاب وخطاب امر به
خوشحالی فرمودن)
حالا شما بگین چی کار کنم یا شایدم کنیم !!همیشه یه مدل باشیم
نه غمگین غمگین نه شاد شاد!!
آخه من احساس میکنم گاهی با یه غوره سردیم میشه با یه کشمش
گرمیم
دوس دارم اگه راه حلی دارین کمک کنین!!
راه حل روانشناسی طبی طب گیاهی فنی عشقی
دینی هر چی
داشتین خریدارم!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت توسط ماهان
|
هر روز یه تجربه ی جدید
هر روزت متفاوت
هر روز یه حس غریب
بالا می بری پائین می آری
غم می دی شادی می دی
می بری وصل میکنی
میشکنی
وصله میکنی
می گریونی می خندونی
نمی دونم!!!
چرا زود یادم میره که همین لحظه هاهستن که
مجموع عمر منو می سازن
فقط خدا کنه اخرش خوب باشه ومن آدم بشم
رفقا دعام میکنین؟؟
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت توسط ماهان
|